مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

321

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

حدّثنا محمّد بن الحسن بن أحمد بن الوليد رضي الله عنه ، قال : حدّثنا محمّد بن يحيى العطّار ، عن محمّد بن الحسين بن أبي الخطّاب ، عن ابن أبي نجران ، عن المثنّى ، عن محمّد بن مسلم قال : سألت الصّادق جعفر بن محمّد عليه السلام عن خاتم الحسين بن عليّ عليه السلام إلى من صار وذكرت له : إنّي سمعت أنّه أخذ من إصبعه فيما أخذ . قال « 1 » عليه السلام : ليس كما قالوا ، إنّ الحسين عليه السلام أوصى إلى ابنه عليّ بن الحسين عليه السلام وجعل خاتمه في إصبعه وفوّض إليه أمره ، كما فعله رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم بأمير المؤمنين عليه السلام ، وفعله أمير المؤمنين بالحسن عليه السلام ، وفعله الحسن بالحسين عليه السلام ؛ ثمّ صار ذلك الخاتم إلى أبي عليه السلام « 2 » بعد أبيه « 2 » ومنه صار إليَّ فهو عندي وإنِّي ألبسه « 3 » كلّ جمعة واصلّي فيه . « 4 »

--> - از امام ، اما آن‌چه از خدا عز وجل است راز پوش باشد ، خدا جل ذكره مىفرمايد ( 26 - الجن ) : غيب دانست خدا واحدى را بر غيب خود مطلع نسازد ، واما آن‌چه از رسول خدا صلى الله عليه وآله است ، اين است كه با مردم مدارا كند وبا اخلاق اسلامى با آن‌ها رفتار كند ، واما آن چه از امام است ، صبر در سختى وشدت است تا خدا فرج بدهد . اى پسر نعمان ! بلاغت به تيزى زبان وبيهوده‌گويى نيست ، ولى رساندن مقصود وبرهان درست است . اى پسر نعمان ! هر كه نزد دشنام گوى به أولياء خدا نشيند خدا را نافرمانى كرده ، وهر كه دربارهء ما خشم كند ونتواند انتقام گيرد وآن را فرو خورد ، در درجهء بلندتر با ماست ، وهر كه روزش را با فاش كردن راز ما آغاز كند ، خدا بر أو تيزى آهن وزندان تنگ را مسلط سازد . اى پسر نعمان ! از دانش جويى سه چيز مخواه : خودنمايى وباليدن وجدال كردن ، وآن را براي سه چيز وا ننه : ناداني خواستن وبىرغبتى به دانش وشرم از مردم ، دانش به مانند چراغ زير سرپوش مصون است . اى پسر نعمان ! راستى خدا جل وعز چون خير بنده‌اى را خواهد نقطهء سپيدى در دلش بكوبد ودل به راه حق در پرش افتد وسپس به عقيدهء شما گرايد ، شتابان‌تر از پرنده‌اى كه به آشيانه‌اش پرواز گيرد . اى پسر نعمان ! راستى خداوند حب ما خانواده را فرود آورد از آسمان ، از گنچينه‌هاى زير عرش به مانند گنجينه‌هاى طلا ونقره وآن را فرود نياورد ، جز به اندازه وندهد جز به بهترين مردم ، وراستى كه براي آن ابرى باشد به مانند ابر باران ، وهر گاه خدا خواهد هر كدام از خلقش را كه دوست دارد بدان مخصوص كند بدان ابر اجازه دهد تا ببارد چونانكه ابر مىبارد وبدان جنينى كه در شكم مادر است مىرسد . غفارى ، ترجمهء تحف العقول ، / 320 - 325 ( 1 ) [ إثبات الهداة : « فقال » ] ( 2 - 2 ) [ لم يرد في إثبات الهداة ] ( 3 ) [ في إثبات الهداة والبحار : « لألبسه » ] ( 4 ) - [ إلى هنا حكاه عنه في إثبات الهداة والبحار ]